فقط می خونن
چی باشه مهم نیست
فقط یکی بگه که خدا خوشش میاد اینجوری باشه
مردم جونشونم میدن
فکر نمی کنن
بعد که می فهمن فقط افسوس می خورن
|
بعضی وقتا شهوت عکاسی می گیردم
|

لحظه ای که
می خواهم بماند
قلب من باشد کنارت
یا نباشد
شاید اکنون
از کنارت رفته باشم
اما
می پرسم از خود
بالهای یاد او را ،
من ، چگونه بسته باشم؟
من که در شب می زنم پر ،
قصه ها ی شمع را خوانده بودم
می زنم یک استکان افسوس
به یاد لحظه های پر فروغش .
چشم های بسته ام را
از فراز قله ی من
می کنم باز
هرچند می دانم که
سخت و دلخراش است
تا فرو ریزم بنای خویشتن را
تقدیم به همه ی کسایی که فکر می کنن برگشتن راه خیلی طولانی ای هست
اما فاصله میان آدم ها کوتاه تر از حتی یک قدمه
اراده ی آدم برای طی این مسیر هم کافیه
اگر از بنای غروری که برای خودمون ساختیم یکم فاصله بگیریم
می بینیم زندونی ساختیم که حتی یک پنجره هم به بیرون نداره
دیوارهای بلند و خندق هایی که از نزدیک شدن دیگران به ما جلو گیری می کنه
با دستهایم که از فکر ها ی بی هوده می لرزند
از آرامش ، آنچه را که هست می خواهم
شاید آغوش گرمی باشد آنی را که می خواهم
شاید عبوری باشد از لحظه های جنبیدن رگها
و شاید شایدی دیگر
می خواستم اینها را
اما
بسیار جالب ولی اما بکار آمد
این ، اما ، نقطه ی عطفی است بر گردش من ها
که ما اینگونه می گردیم
از آنی که می بودیم
از آنی که خواهیم شد
گیاهان مخلمی ذهنم
ریشه تندیند درمن
که شاید وجود این سبزی
برکنند از من این غبار
اما سیاهی به برگان من نشست
جوانه های سبزم ز ابتدا سیاه شد

اگر آدم و حوا به قول بعضی ها
سیب سرخی رو از دست شیطان نمی گرفتن
و نمی خوردن من الآن در این ایران
که دور از خداست زندگی نمی کردم
نمی دونم اگر بریم بهشت
و سیب بخوریم
خدا بازم میندازمون توی زمین ؟
یا نه ؟
کاش این زمانه زیر و رو شود
که روی خوش به ما نشان نمی دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد
کس ز فرط های و هوی گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس نشان ز بیکران نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد

هان ای مرغ غزل خوانی
نغمه ها بهر که تو می خوانی
هوست کرده به سنگی جانم؟
بَر کَنَم از این دل سنگی سنگی؟
سبزی و شاخه دگر جای تو نیست!
دل افسرده دگر فکر تو نیست!
تموم نشده
art, basketball, beautiful, canon, cool, crazy, cute, dar, designe
&, beautiful, cool, crazy, cute, dar, family, friends, love, man &, beautiful, cool, crazy, cute, dar, family, friends, love, man

نمی دونم عکاسش کی هست
کجا عکس گرفته شده
فقط سر از اسپم های ایمیل من در آورده
که منم بذارمش تو وبلاگم
رفلکس خیلی خیلی زیبایی داره
canon - nikon - sony

canon - nikon - sony