تبليغاتX
عکس های بی خودی
بعضی وقتا شهوت عکاسی می گیردم
http://mega-shell.persiangig.com/18_11_1388/akharin%20marde%20moghvem.jpg

روایتی را باید از تاریخ بدانی 

وقتی زیاد از حد پابرجا بمانی

آتشی بر بنیانت زنند

که دگر رشته ای دردستانت نباشد

و اینکه ویرانه ات باقی بماند

تا نام تو بزرگ باشد

اما غرورت زیر پا له شده

و اینکه همشه تنها باشی

تا اینکه دیگر نباشی جز نام

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 6:15 PM  توسط مقداد عباسی عکاس الکی   | 

ای وای

چه کنم من ، تو بگو

خنده ام مرغ اسیری است

که به دیوار قفس می کوبد


دل پریشانی من

آن کلاغی است که بر غله ی کاج

جار می کند

آی مردم

آین آدم بدبخت

تکیه بر خواب زده است


آخ می ترسم از اینکه نشود

آنچه در دل ، همه رویای من است


دوست دارم که بدانی

اگر این آخرین حرف من است :

که می ترسم زفردا

می ترسم از شب

و می ترسم از خواب 




+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 9:11 AM  توسط مقداد عباسی عکاس الکی   | 

ای دوست که لباس مردانه داری بر روی شلوار 

با هیکلی چاق با باتوم سخت

ای دوست که لباس زنانه داری تا روی کفشات

با یک چشم بیرون با یک دست سیاه بیرون


می خوام بدونی که در شب

روی از نور گردوندی

خیری نداره این انکار 


باید بدونی مهم اینه که می دونی پشتت به نوره

بهتره نمونی ، چشم بسته در روز

مثل یک بازی که اسیره

بر ساعدِ یک شاه


این رو با خودت بهتره بخونی

چون شب سیاهه

پس من سمت نورم

چرا می گی عقل کوره ؟یا اینکه یه پاش چلاغه ؟


بگو بدونم در صفحه ی دم

که رنگش سیاهه

بانگ و نوای یاحق کجاس


نمی دونم چرا همیشه میخوای

نون رو با نرخ احمقانه ی روز

جلوت پرت کنن و یا اینکه

مثل یک گرگ طمعکار

به گله ی گوسفندان بزنی

اما بدون چوپانی هست

که با خودش همیشه می گه

ترحم بر پلنگ تیز دندان

جنایتی است در حق گوسفندان

بالاخره در آخرکار

این علامت (.) در انتهای حرف است .

یعنی نامه ای که میگه

کارت تمومه

در انتهایش یک نقطه دارد .

http://mega-shell.persiangig.com/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA%20%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA%20%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%8A%201388/IMG_1431.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 8:18 PM  توسط مقداد عباسی عکاس الکی   |